برکه بی حضور سبزت کویره
  
 من وبلاگ قبلیمو میخواااااااااااااااااااااااااااااام
 
آرشیو
 
پنج‌شنبه 26 آبان 1384
تعبیر عشق

کاش میشد از عشق به خوبی گفت

 کاش میشد از عشق ناله نکرد

کاش میشد که عشق حقیقت داشت‌
 
لیلی حقیقت داشت مجنون واقعی بود
 
کاش میشد عشق تعبیر رسیدن و خوشبخت زیستن بود

تعبیر من از عشق میدونی چیه؟ پس خوب گوش کن :

عشق یعنی یک لحظه فرو ریختن دل در تلاقی دو نگاه

عشق یعنی اوج خواستن؛ یعنی نرسیدن

یعنی حسرت کشیدن؛ یعنی مرداب سادگی

یعنی دل زدن به دریا و رفتن به اعماقش تا انتهای غرق شدن

کاش میشد با غرق شدن عشق بمیره اما !!!!!

عشق اسیرت میکنه و تو رو می کشونه؛ می کشونه؛

می کشونه تا جائی که دیگه نفسی در سینه ات نباشه

تو رو میبره تا انتهای مرداب انتظار و اونجا

 انقدر نگهت میداره تا به مرگ راضی بشی

میخوام که واسه همیشه تهه مرداب عشق بمونم و بمیرم

بمیرم اما دوباره عاشق نشم

دیگه خسسسسسسسسته شدم

من اسیرش شدم بی اونکه بدونم اسارتش پایان ناپذیره

بی اونکه بدونم مرگ هم پایان عشق نیست

تنها درد عشق  رو از عاشق بودن چشیدم

دردی کشیدم که از تو میسوزونه؛ خاکستر میکنه اما بازم باقیه

خدایا عشق؛ عشق این عجب حسی بود که تو دلم پروراندی

رحم کن به من رححححححححم کن

 گریه کنم یا نکنم آخره ماجرا رسید

گریه کنم یا نکنم قصه به انتها رسید


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 77294


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها