برکه بی حضور سبزت کویره
  
 من وبلاگ قبلیمو میخواااااااااااااااااااااااااااااام
 
آرشیو
 
سه‌شنبه 3 آبان 1384
موندنی


موندنی نیستی میدونم ، با منی اما همیشگی نیستی میدونم

گفتی دل نبندم به دلت ، آره گفتی مال من نیستی میدونم

 

نفهمیدم چی شد چه جوری شد دلم دیگه مال خودم نبود

نمیدونم چرا ؟! چطوری بگم خواستنت دست خودم نبود

 

همیشه از اولش نگران آخرش بودم ، از نبودنت میترسیدم آره

حالا نگرانم کی آخرش میشه بری ،هنوزم از نبودنت میترسم آره

 

دلم تنگ میشه برات ، هر چی بهت زل میزنم سیر نمیشم

بوی عطرت مستم میکنه ، هر چی بوت میکنم سیر نمیشم

 

من بی تو با یه دل خالی ،با یه عشق خیالی چه کنم؟

من بی برق چشات ، بدون بوسه داغ لبات چه کنم؟

 

نمی خوام آه و اشکم بدرغه راهت بشه نه نمیخوام

نمی خوام غم به دلت بشینه همسفرت بشه نه نمیخوام

 

دلمو به تو سپردم ، دل بی عشق و میخوامش چه کنم ؟!!

روحم شدی ،اخه تو بگو جسم بی روح و میخوامش چه کنم؟!!

 

آخ چی بگم از این دل پاره پاره دیگه برگ نداره

چی بگم تو برگ های پاره پارش دیگه رنگ نداره

 

برو تو خوشبخت باشی خدا به همرات

برو اما بدون تنها نیستی منم همیشه همرات


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 77294


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها